پارمین شیر خشک نمیخوره
دختر زبلم شیر خشک نمیخوره که نمیخوره و چهارشنبه بالاخره بعد از این همه مدت رفتم دکتر زنان مثلا باید 40 روز بعد میرفتم که تازه تونستم برم
. برای 3 ساعت و نیم گذاشتمت پیش مامان جون و بابا جون وبا خیال راحت رفتم البته را به را میزنگیدم و جویای حالت میشدم و تو هم دختر ماهی بودی و نزدیک 3 ساعتشو خوابیدی و مامان جون گفت بیدارم که شدی با اینکه گرسنه بودی شیر خشکتو نخوردی
و من که اومدم یه دلی از عزا در آوردی . بابا رضا موفق شد چون اصلا دوست نداشت شیر خشک بخوری منم میخواستم وقتایی که میرم بیرون با خیال راحت برم و از شیر دوشیدن خلاص بشم ولی انگار نشد .
الانم ساعت 2 نصفه شبه و بابا رضا خوابیده و تو هم توی بقلم نشستی و تایپ کردنمرو نگاه میکنی و قصد خوابیدن نداری ووروجکم اون چشماتو بخورم که انگشتامو دنبال میکنن .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


پارمین شیر خشک نمیخوره
